![]() |
![]() |
|
| عشق بی همتا |
|
اگر ديدي دلي تنها نشسته ميان رنج و غم ها تك نشسته نگو آن دل چرا تنها نشسته بدان كه دوريت او را شكسته.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 14:14 توسط سعید |
|
|
آرزو را با تو باور میکنم ، زندگی را با تو بهتر میکنم ، حرفهای گفتنی را هر چه هست ، با زبان تومکرر میکنم ، عاشقی وعشق را ای مهربان ، با وجود تو معطر میکنم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 10:31 توسط سعید |
|
|
دلم تنگ برای دیدن تو برای گفتن وخندیدن تو بیا یک دم به باغ سبز من که داره حسرت گلچیدن تو |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 13:54 توسط سعید |
|
|
از دريا پرسيدن عشق چيست? گفت:خشکيدن...
از زمين پرسيدن عشق چيست? گفت:لرزيدن... از آسمون پرسيدن عشق چيست? گفت:باريدن... از انسان پرسيدن عشق چيست? ناگهان ندايي از درونش گفت:يک عمر جدايي |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 19:36 توسط سعید |
|
|
عشق کلمه ايست که بار ها شنيده مي شود ولي شناخته نمي شود. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 19:11 توسط سعید |
|
|
وقتی کسی رو دوست داری حاضری براش جونتو فدا کنی............... حاضری دنیا رو بدی فقط یه بار نگاش کنی............... به خاطرش داد بزنی.................... به خاطرش دروغ بگی................ حاضری رو همه چی .حتی رو دفتر زندگیت که حالا پاره پاره شده خط بکشی.............. خیلی چیزا رو مثل غرورت میشکنی تا دلش نشکنه........... اگه گفتی به این چی میگن؟؟؟ .::عشق
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 21:11 توسط سعید |
|
|
ای سر چشمه ی محبت
ای عشق واقعی چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است چه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ای من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی تو هوای دلم را با طراوت کردی زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 18:49 توسط سعید |
|
|
عشق در لحظه اي پديد می آيد ، دوست داشتن در امتداد زمان ، اين اساسی ترين تفاوت ميان عشق و دوست داشتن است .
اگه چشمات پرسيد بگو نديدمش... اگه گوش هات پرسيد بگو نشنيدمش... اگه دستت لرزيد بگو مال سرماست... اما اگه دلت لرزيد به خودت دروغ نگو دوستش داري! یادت هست گفتم دوستت دارم و تو گفتی کوچکی برای دوست داشتن؟ رفتم و بزرگ شدم... آنقدر بزرگ شدم که یادم رفت دوستت داشته باشم. در عشق حقیقی، کوتاهترین فاصله بسیار طولانی است و از طولانی ترین فاصله ها می توان پل زد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 13:24 توسط سعید |
|
زنی می رفت …زني مي رفت ، مردي او را ديد و دنبال او روان شد . زن پرسيد که چرا پس من مي آيي ؟ مرد گفت : برتو عاشق شده ام . زن گفت : برمن چه عاشق شده اي ، خواهر من از من خوبتر است و از پس من مي آيد ، برو و بر او عاشق شو . مرد از آنجا برگشت و زني بدصورت ديد ، بسيار ناخوش گرديد و باز نزد زن رفت و گفت : چرا دروغ گفتي ؟ زن گفت : تو راست نگفتي . اگر عاشق من بودي ، پيش ديگري چرا مي رفتي ؟ مرد شرمنده شد و رفت |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 12:51 توسط سعید |
|
|
عشـق مـيـان دو فـرد طــي چنـــدين مرحله متفاوت تكامل مي يـابد كه به مـنـظور بــقاي عشق هر كدام ازاين مراحل اهميت خاص خود را دارا ميباشد اين مراحل شامل:
مجذوب شدن، دلربايي، صميميت و تعهد است 1- مرحله مجذوب شدن: مجذوب شدن فيزيكي:هنگامــي روي مــــي دهد كه جـسم شمـا نــــسبت به يك شخص از خود واكنش نشان ميدهد. واكنشهايي همچون: افزايش ضربان قلب، افزايش درجه حرارت بدن، تعريق كف دستها و دلهرگي. اين مرحله سطحي ترين و ابتدايي ترين مرحله عشق ميباشد اما در عين حال يكي از قدرتمند ترين عوامل است. مجذوب شدن عاطفي :هنگامي كه اوضاع و احوال مساعد و مطلوب باشد شكل ميگيرد. پس از آنكه شما از لحاظ فيزيكي مجذوب شخصي گرديد سپس باب گفتگو را با وي خواهيد گشود و اگر متوجه شديد كه اشتراكاتي با يكديگر دارا ميباشيد از قبيل سرگرميها، طرز تفكر، ايدئولوژي، شغل، تحصيلات، علايق و ديگر زمينه هاي مشترك سپس از لحاظ احساسي مجذوب يكديگر خواهيد گشت. 2-دلربايي:
۳- مرحله صمیمیت ۴- مرحله تعه به التزام براي صادق و وفادار ماندن به همسر خود در سراسر سختيها و خوشيهاي زندگي اطلاق ميگردد. اگر شما قادر بوده ايد تا اين مرحله از عشق پيشروي كنيد پس چرا ميخواهيد به همه چيز پشت پا بزنيد؟ به يكديگر گوش دهيد، با يكديگر سازش كنيد و به خاطر داشته باشيد كه براي دستيابي به اين مرحله و موفقيت مسير دشواري را پيموده ايد. بنابراين قدر جايگاه خود را بدانيد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 12:42 توسط سعید |
|
|
ژست قلاب كردن شست در كمربند
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 21:2 توسط سعید |
|
|
افراد دروغگو معمولا از نظر نوع رفتاری با یکدیگر شباهت بسیاری دارند که دانستن برخی از خصوصیات به ما کمک می کند که تا حدودی انسان دروغگو را بشناسیم برخی از علائم و روشهایی که باعث شناهخت دروغگو می شود عبارتند از 1.چشمان کسانی که دروغ می گویند یا بازتر از حد معمول است یا دائما چشمهای آنان به نقاط مختلف حرکت می کند. در عین حال آنها معمولا از نگاه مستقیم به شما احساس ناراحتی می کنند و سعی می کنند مستقیما به شما نگاه نکنند 2.گاهی اوقات افراد دروغکئ بخشی از صورت یا دهانشان را هنگام حرف زدن می پوشانند. 3 .وقتی از آنها سوال می شود دماغ یا گوششان را به حالت عصبی می خارانند 4.فرد دروغگو معمولا هنگام حرف زدن حرکت اضافی زیادی از خود بروز می دهد. 5. در هنگام حرف زدن زیاد تپق می زنند و اشتباهات فراوان گفتاری را سعی می کنند به گونه ای بپوشانند. 6.آنها همیشه کلی گویی می کنند و بارها این کلیات را تکرار می کنند و با این کار تلاش می کنند تا خودشان را قانع کنند. 7.آنها سعی می کنند به گونه ای گیج و مبهم سخن بگویند و با این کار به شما اجازه نمی دهند تا حرفهای آنان را تجزیه کنید. 8.هنگامی که سعی دارید در مورد موصضوع مورد بحث از آنها سوال کنید بلافاصله موضوع بحث را عوئض می کنند. 9.حتی سوال شما را متوجه شوند چنین وانمود می کنند که سوال شما را نشنیده اند و با این کار به بحث خاتمه می دهند. 10.اگر می خواهید مطمئن شوید مه او دروغ کفته است چند روز بعد راجع به موضوعی که در مورد آن دروغ گفته است ار او سوال کنید تا برایتان یک داستان با مظالب متفاوت تعریف کند. 11.اگر قدری به صحبت آنها شک دارید شما را متهم به بی اعتمادی می کند و خیلی سریع با این کار به بحث خاتمه می دهد. 12. آدم های دروغگو معمولا پر حر ف هستند و در مورد هر چیزی اظهار نظر می کنند. 13. افراد دروغگو معمولا کسانی هستند که در زندگی شخصی یا خانوادگی دچار مشکل هستند. پس در مورد حرفهای چنین افرادی بیشتر دقت نمایید. 14. تن صدای افراد دروغگو در هنگام دروغ گفتن معمولا بالاتر از حد طبیعی است. 15.خنده های بی دلیل و بی گاه در هنگام صحبت کردن یکی دیگر از علائم افراد دروغگو است 16.آدمهای دروغکو همیشه سعی می کنند حرفهای زیبا و جذاب به زبان بیاورند و با این کار می خواهند امکان کشف حقیقت را از ما سلب کنند.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 13:16 توسط سعید |
|
|
تا توانی در جهان با مردمان یک رنگ باش قالی از صد رنگ بودن زیر پای مردم است
-------------------------------------------------------------------------------------------------------- عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی اشک و حسرت ریختن عشق یعنیدر جهان رسوا شدن --------------------------------------------------------------------------------------------------------------- عشق را دوست دارم نه در قفس بوسه را دوست دارم نه برای هوس تو را دوست دارم تا آخرین نفس -------------------------------------------------------------------------------------------------------------- روز را دوست دارم بخاطر روشنایی اش شب را دوست دارم بخاطر تاریکی اش مادر را دوست دارم بخاطر مهربانی اش برف را دوست دارم بخاطر سفیدی اش و تو را دوست دارم بدون آنکه بدانم چرا؟؟؟؟ -------------------------------------------------------------------------------------------------------------- زندگی ریاضیات است: بیا تا خوبیها را با هم جمع کنیم بدیها را کم کنیم مهربانیها را ضرب کنیم بخشندگیها را به توان بگیریم ناراحتیها را تقسیم کنیم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 20:44 توسط سعید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من سعید هستم امیدوارم از این وبلاگ لذت ببرید
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
|
RSS
|